خاطرات محال ، شماله يادم بره ٢ …( فتنه 88)
خاطرات محال ، شماله يادم بره ٢ …( فتنه 88)

خاطرات محال ، شماله يادم بره ٢ …( فتنه 88)

# طنز

اين داستان : خاطرات محال ، شماله يادم بره ٢ …( فتنه ٨٨ )

نقش هنرمندان منشوري و غير منشوري هم در فتنه ٨٨ خيلي پررنگ بود مثلا مورد داشتيم كه يكي از خواننده هاي ارزشي به اسم ” ساسي مانكن ” رفته تو همايش ” م.ك ” ( از سران فتنه ) براش يه دهن خونده و گفته اين جوابي كوبنده به ساكتين فتنه بوده كه حداقل يه دهن بخونن! ( مقتضي است كه اونا به خودشون نمي گن فتنه گر، بلكه ميگن فعال مدني! البته دور از جان فعال مدني )
يه عده اي هم كلا رو اعصاب بودن و همچنان خاطرات شمال رو تعريف مي كردن و مي كنن ، البته جديدا كلاغ پر ، بازي مي كنن! :))
يكي هم هست كه ديگه من نمي دونم چي بهش بگم فقط ميگم ” ماذا فازا؟! ” وسط دعواي تقلب و اين داستانا ميگه بياين براي جمهوري اسلامي يه رفراندم بذاريم يا مي گفت دوباره انتخابات كنيم ، البته خيلي معربونه! تازه عجالتا لبخندش هم خلاصه خوبي هاست مثل لبخند ” م.الف” :)) يكي از محققين جريان شناسي كه خواست نامش فاش نشود گفت : اين مورد جز جريان خاله بازها در كشور بوده كه جديدا ظهور كرده!

از اون طرف قضاياي دادگاه هم خيلي جالبه… يكي از امير سعودي پول مي گرفته، يكي از ٣ ضلع مثلث فتنه با زاويه منفجره ١٢٠ درجه بوده ، جورج سُورس و بقيه رو هم مثل هميشه اتفاقي ديده بوده، بعد حواس نبوده گفته : احوال جورج چطوره؟ جورج هم كه خداي معرفت ، دعوتش كرده به مذاكرات برد- برد لذا يه چايي هم با هم زدن تا ريس دفترش ميگه از روي خيانت به مملكت وارد فتنه شد، دفترش ميگه تكذيب مي كنيم! بقول ” م.الف ” خب تكذيب كنيد، اينقدر تكذيب كنيد تا تكذيب دانتون … بشود :))
( نكته اخلاقي : چايي زياد نخوريد، فقط فلافل لِبناني )
ادامه دارد…

امضا : فايز :))
… لطفا رسانه باشيد …

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *