اين داستان : خاطرات محال ، شماله يادم بره ١ … ( فتنه ٨٨ )
اين داستان : خاطرات محال ، شماله يادم بره ١ … ( فتنه ٨٨ )

اين داستان : خاطرات محال ، شماله يادم بره ١ … ( فتنه ٨٨ )

# طنز

اين داستان : خاطرات محال ، شماله يادم بره ١ … ( فتنه ٨٨ )

همانطور كه مي دانيد با روي كار آمدن دولت تدبير و اميد فضاي دانشگاه أمن شده و ديگر امنيتي نيست و با توجه به تقارن اين ايام با حماسه ٩ دي بر ان شديم تا بصورت كاملا علمي به موضوع فتنه ٨٨ بپردازيم…
محققان جريان شناسي مي گويند كه فتنه يه سَر داره، يه تَه و يه وسط …! سران فتنه كلا فازشون جداست ، يه كم خود شاخ پندار بودن و هستن حتي داريم كه بي بي سي هم گفته لامصبا ماجرا تموم شد ول كنين الان بحث انتخابات مجلس و خبرگانه… اما همچنان بيانيه پشت بيانيه مي دن كه ما خوبيم، بريزيد تو خيابونا و از اين داستانا… تَه هان فتنه كه در دادگاه محكوم شدن اما همچنان عده اي از جماعت دلگشاد به اينها اميد دارن ! وسط فتنه هم شامل : سفارت انگليس ، سلطنت طلبا، پسر شاه مفلوك، مريم رجوي و ابوالحسن بني صدر هست كه من هنوز معتقدم اسمش ابوالحسن نباشه بهتره چون سولماز بيشتر بهش مي ياد اما ديگه چه كار ميشه كرد، شده ديگه ! و حالا سوالي كه مطرح مي شود اينه كه آخه سلطنت طلب به چه علتي بايد از يك انقلابي دفاع كنه؟ كه ما هم مثل شما هنوز در هاله اي از نور كه نه اما در هاله اي از ابهام هستيم :))
تو اين بين يه عده ساكت بودن و حرف نمي زدن… هر چي مي گفتيم يه چيزي بگو فقط تو چشمامون نگاه مي كردن. حتي مورد داشتيم كه گفته حداقل يه دهن برامون بخون اما از ديوار صدا در اومد اما از اينا نع!
در اين بين نقش رسانه ها و سرويس هاي جاسوسي و بهداشتي غرب هم خيلي پر رنگ بود مثلا تبليغ حداكثري در انتخابات، حضور مختلط در نماز جمعه يه امام جمعه خاص و از اين بساطا… حالا وسط اين ماجرا يه دختري هوس خوردن فلافل مي كنه و ميره خيابون ولي عصر فلافل لِبناني بزنه كه ناگهان همونجا دم در فلافلي تظاهرات ميشه و يكمرتبه طرف خودشو جز سخنرانان روي سِن مي بينه ، حالا نمي خوام بگم اسمش ” ف.ه ” خواهر ” م.ه ” بوده!
بهرحال از اين دست اتفاقات در كشور ما مرسومه مثلا يكي بصورت كاملا اتفاقي با كِري قدم ميزنه ، اون يكي با اوباما دست ميده و يكي هم با اوباما تلفني تماس مي گيره… البته به نقل از شاهدين ماجرا ميگن كه طرف miss call زده و اوباماينا هم كه فرهنگ ندارن درجا گرفتتش لذا مجبور شده حرف بزنه … ( نتيجه اخلاقي : به هر كسي miss call نزنيم )
ادامه دارد…
” امضا : فايز ”

… شما هم يك رسانه باشيد …

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *